برای امام شهيدان يا حسين(ع)

می خوام يه قصه بگم از سرشت آدما 

T_ImamHussein-86-24-f.jpg

روزی که تو آسمون تک و تنها بود خدا ! 
 

اون روزا آسمونا رنگشون آبی نبود! 
 

تو دل ستاره ها درد بی خوابی نبود ! 
 

یه روزی خدا اومد یه ذره خاکُ گرفت! 
 

به هوای عشق تو گِل آدم و سرشت! 
 

برا خوشحالی تو این زمین و آفرید 
 

 این همه کهکشونو روی دامن تو چید !
 

 برای چشمای تو بهشت و بهونه کرد!
 

 با ناز نگاه تو دوزخ و ویرونه کرد! 
 

برا عطر نفس هات نسیم و آواره کرد! 
 

برای بچگی هات زمین و گهواره کرد!

T_HazrateAbbas-86-24.jpg

خورشید و برای تو ، توی آسمون گذاشت! 
 

گلای سرخ و فقط، برا خاطره تو کاشت! 
 

بارون و به خاطر سبزی دل  به تو داد! 
 

برا بوییدن تو خودشو رسوند به باد ! 
 

از سیاهی چشات قطره ای جوهر گرفت !
 

 بعد از اون شد که دیگه ، شب زیبا سر گرفت! 
 

از صدای گریه هات رعد و برق و آفرید ! 
 

دونه های اشکتو روی دریاها پاشید! 
 

امید رو  به یاد تو به زمین ارزونی کرد ! 
 

از غم چشمای تو تو پاییزو زندونی کرد! 
 

روزی که خدا تو رو سرور دنیا می کرد ! 
 

با گلاب عشق ِ تو دل ها رو معنا کرد!

 

/ 5 نظر / 4 بازدید
*(`'·.¸(`'·.¸* سعيد *¸.· '´) ¸.·'´)*

در شبِ آسايشِ ماه، کنجِ پستوي خيس از عطر شب‌بوها، پشت نقابِ غبارآلود خاطره ها، تصويري از درنگ را نقاشي ميکنم دوست عزيزم سلام وبلاگ زيباو قلم توانمندي داريد ... برايتان موفقيت بي پايان آرزو ميکنم يه سري هم به من بزن مطمئنم خوشت مياد..

محمد.م.ش

سلام از اينکه به سرای کهنه من سری زديد خوشحالم وبلاگ زيبا و پر محتوايی دارين اميدوارم همينطور عالی باقی بماند.من هم اين روزهايی با ارزش(اعياد شعبانيه)را به شما تبريک می گويم به اميد ظهور منجی عالم بشريت

آهو خانم

ممنون که به من سر زدی . بازم منتظرتم