باز هم دلتنگم

و باز نمی دانم چرا اینقدر دلتنگم

 

 

دوست داشتن.عکس عاشقانه

 

 


نمی دانم برای که خدا ، خودم ، بهانه ام و یا ...

نزدیک به دو ماه تا تولد 6 سالگی وبلاگ من نمانده است، در این شش سال تمام نوشته هایم پر بود از دلتنگی، غم و غصه ، تنهایی و بغض هایی که گاه شکستند و گاه در حنجره برای همیشه دفن شدند. یکی از بزگترین آرزوهایم در زندگی همیشه داشتن یک همنفس، یک همدم، یک همراه و یک همسر بود، گمان می کردم اوج خوشبختی من آنجا است. حالا من همه ی اینها را دارم و خوشبخت هستم اما هنوز دلتنگم. چینی نازک دیواره قلبم نه تنها هنوز التیام نبخشیده بلکه از همیشه نازکتر شده است. بلکه با کوچکترین تلنگری ترک بر می دارد و آنوقت چشمانم هستند که به یاریش می شتابند. نمی دانم چرا اشک همخانه همیشگی زندگی من است وای اگر او نبود شاید مدتها پیش از بغض خفه شده بودم .

عشق تنها چیزی است که من در تمامی عمرم عاشقانه به دنبالش بودم برایش خانه ای ساختم و با تمام وجود بزرگش کردم. اما همیشه من عشق ورزیدم بدون آنکه کسی به من عشق بورزد.

گناهان بیشمارم شاید چنین عذابی را برایم رقم زده اند و بزرگترین گناهم شاید گاه فراموش کردم خدایم باشد. 

 

/ 4 نظر / 32 بازدید
mehrdad

سلام وب قشنگی داری به من هم سر بزنnگالری عکسnwww.gallery.architectur.i تبادل لینک رایگانnwww.rank.architectur.i با تشکر

مریم سادات

سلام زینب جان مشتاق دیدار خوبی خانم ؟خیلی مشتاقم همسرتو از نزدیک ببینم تا بدونم این مرد خوشبخت که زینب خانم ما رو اسیر محبتش کرده کیه راستی پیامکم به دستت نرسید؟

امید

سلام ای قدیمی دوست قاصدک از چه خبر اوردی از کجاو ز که خبر اوردی؟ باز باران .... ترا من چشم در راهم