برای یلدای عزیزم

زمستان می گذرد و بهار آغاز می شود و همه شروع زندگی دوباره ای را جشن می گیرند. اما برای من زمستان تمام شد و بهاری آغاز نشد، زندگی بی بهانه و از روی قانون ادامه یافت بدون اینکه از ما اجازه­ای بگیرد و برای من پایان زمستان یعنی پایان همه چیز، یعنی پایان دنیا. چون زمستان با رفتنش یلدای عزیز را نیز با خود برد.

کاش می دانستم چرا؟

و ای کاش من به جای او رفته بودم.

 

یلدا همه زندگی بهناز بود و تنها امید زندگیش، برای او به خاطر او زندگی را با همه دردهایش تحمل کرد، با مرگ دست و پنجه نرم کرد و از خدا سلامتی ایش را باز پس گرفت اما هنوز یک ماه نگذشته و کامل بهبود نیافته، خدا یلدا را از او گرفت نمی دانم چرا و نمی دانم چرا خدا با ما معامله کرد ؟!

 

یلدا جان برای همیشه و بیشتر از همیشه دوستت دارم.

 




/ 3 نظر / 4 بازدید
ستاره

سلام به تو مهربون...خدا گلهایی رو که دوست داره رو از رو زمینش میبره بهشت..یلدا هم بهشته ویکی از گل های نشکفته ی اونجا...تسلیت میگم مهربون...[گل][گل]

سید مهدی

انشالله خداوند صبر عنایت بفرماید تا خیر را درک نمائیم در خیر بودن آن شک نکنید ولی من چون خودم دختر همین اندازه دارم اصلا به خودم اجازه ادعا نمی دهم که بگویم خیر است و راضی به رضای خدا باشید اما شما سعی کنید راضی به رضای او باشید یا حق

علمدار غریب

حکایت عجیبی است ...فراق از دست دادن عزیزی و... ((ناگهان چه زود دیر می شود)) یلدای عزیز رفتی اما در خاطر همه ما هستی