دنیا, یوسف من

  

 

یعقوب یوسف را دوست می داشت و در او جلوی حق را می دید. یوسف آینه بود و خدا   همه­ی هستی که آینه نشان می داد، اینها اعتقادات یعقوب بود. او پس از سالها فهمید یوسف بدون خدای آن هیچ است و اول و آخر همه چیز خداست، تنها چیزی که ارزش بینهایت عشق  را دارد تنها خداست و خدا.

 یعقوب پس از سالها انتظار و گریه برای  یوسف از او گذشت چون فهمید یک دل بیشتر ندارد و هر دل هم تنها  جای یک دوست است و نه بیشتر. یعقوب از یوسف  گذشت و اسماعیل درون خود را کشت تا به خدا برسد. من نیز سالهاست منتظرم و تا به امروز مثل یعقوب کوچکترین نشانی از یوسفم  نیافته ام. من نیز تنها او را می خواهم، برای او گریه می کنم و از خدا پایان این انتظار را طلب می کنم. اما من با یعقوب نبی فرق دارم او یوسف را می خواست چون دراو جلوی خدا را می دید اما من یوسف را برای چه  می خوام.  براستی من در یوسف خویش چه می بینم شاید تنها دنیا را و بس.

 یعقوب اسماعیل درونش را کشت و به خاطر خدا از یوسفش گذشت و خدا یوسف را دوباره به او بخشید. اما من چه، اسماعیل درون من کیست و چگونه او را ذبح کنم؟ چگونه و از کدامین یوسفم بگذرم آن هم تنها برای خدا؟ از چه توبه کنم و به خاطر کدامین گناهم از خدایم پوزش طلبم .

 آی تازه فهمیدم چقدر گناه کارم، ندانسته گناهی را مرتکب شده ام که نابخشودنی است. ای کاش دنیای من یوسفی نداشت و اگر هم داشت هیچ گاه به چاه درونی من انداخته نمی شد. یوسف من به چاه گناهان من افتاد و کجاست، خدایش داند و من سالها به انتظارش نشستم و تنها گریستم. اما اکنون می خواهم اسماعیل درونم را ذبح کنم، از یوسف ناآشنایم بگذرم و دروازه های دلم را تنها به روی خدا یگانه معشوق هستی باز خواهم کرد شاید من هم بوی پیراهن یوسف را شنیدم.

 خداوندا توبه­ام را بپذیر و به قلب رنجور، منتظر و خسته­ام  بیا و بدان من نیز اگر یوسف را می­خواستم تنها برای این بود که برای رسیدن به تو در این راه سخت و طولانی تنها نباشم، یوسف را می­­خواستم تنها برای اینکه به تو نزدیک شوم. تا دیروز دنیا یوسف من بود و امروز تو یوسف  و همه­ی هستی من هستی.

                                                                خدا دوستت دارم

 

دیشب غزلی سرود عاشق شده بود

با دست و دلی کبود عاشق شده بود

افتاد و شکست زیر باران پوسید

آدم که نکشته بود عاشق شده بود

 

 

/ 1 نظر / 3 بازدید
باقر

سلام [گل] برای تعجیل در فرج آقامون امام زمان (عج ) صلوات [قلب] منتظر نظراتتون در وبلاگم خواهم نشست [دست][خداحافظ]