دلتنگی

به نام خدایی که ابر را می گریاند تا گلی را بخنداند.

« خداوندا به هر که میوه ی زیبای عشق را می دهی شاخه وجودش را می خشکانی،

             خدایا خودت مرحم تمامی شاخه های شکسته باش                    آمین »

50.gif

می نویسم،

می نویسم برای تمامی دلتنگی هایم.

برای تمام کسانی که در دل کوچکم آشانه گرفتند و خیلی زود فصل کوچشان رسید.

برای تمام انهایی که دوستاشان داشتم و دارم.

برای تمامی قاصدک های خوش خبر و برای خودم....

امشب عجیب دلتنگ شده ام انگار دلم برای خودم تنگ شده مدتی است به خانه دلم سری نزدم و حالا برایش دلتنگ شده ام.

نمی دانم این بار کدامین بهانه سبب دلتنگی اش شده است هیچ وقت نفیمیدم دلم از چه دلتنگ می شود و از چه سبک.

انگار زمستان آرزوهای من نیز فرا رسده است و آروزهای یخ زده ام گرمای وجودم را می گیرند.

دلم ابری است اما نمی بارد . توان باریدن ندارد!

کاش می توانستم التیامش بخشم اما نمی توانم.......

 

عمری ز پی مراد ضایع دارم    

    و ز دور فلک چیست که نافع دارم

با هر بگفتم که تو را دوست شدم           

 شد دشمن من ده که چه طالع دارم

 

/ 1 نظر / 3 بازدید
مژگان گل

چشمانت را براي زندگي مي خواهم اسمت را براي دلخوشي مي خوانم دلت را براي عاشقي مي خواهم صدايت را براي شادابي مي شنوم دستت را براي نوازش و پايت را براي همراهي مي خواهم عطرت را براي مستي مي بويم خيالت را براي پرواز مي خواهم و خودت را نيز براي پرستش واي زينبم محشر بود خيلي خوشگله مثل خودت