آدمک آخر دنياست بخند..... آدمک مرگ همينجاست بخند..... آن خدايي که بزرگش خواندي..... به خدا مثل تو تنهاست بخند..... دستخطي که تو را عاشق کرد..... شوخي کاغذي ماست بخند..... فکر کن درد تو ارزشمند است..... فکر کن گريه چه زيباست بخند..... صبح فردا به شبت نيست که نيست..... تازه انگار که فرداست بخند  
 

همه تقدیم تو باد.......



 


آشنایان کهن را خبری از دل تنهایم نیست
غم دل با که بگویم که کسی یادم نیست

دلم ز دست زمانه بسی تنگ است
چه کنم که کار دنیا فقط نیرنگ است


نیرنگهای دنیا هزار و یک رنگ است
خدا کند شود پیدا  دلی که با دل من یک رنگ است

یک نفس یادخدا یک سبد خاطر آسوده و شاد
یک بغل شبنم آرامش صبح یک هزار آیینه ازجنس دع

 
همه تقدیم تو باد




چکه ايي از ناودان احساس قاصدک - یکشنبه ٢٤ امرداد ۱۳۸٩




زندگي رسم خوشايندي است
زندگي بال و پري دارد با وسعت مرگ
پرشي دارد اندازه عشق
زندگي چيزي نيست
که لب طاقچه عادت از ياد من و تو برود



يادداشت هاي قاصدک
نويسنده وبلاگ


نگاهي به گذشته ها


مطالب اخیر


لينک دوستان


آمار وبلاگ




طراح قالب