آدمک آخر دنياست بخند..... آدمک مرگ همينجاست بخند..... آن خدايي که بزرگش خواندي..... به خدا مثل تو تنهاست بخند..... دستخطي که تو را عاشق کرد..... شوخي کاغذي ماست بخند..... فکر کن درد تو ارزشمند است..... فکر کن گريه چه زيباست بخند..... صبح فردا به شبت نيست که نيست..... تازه انگار که فرداست بخند  
 

چشم به راه دیدن خورشید


 

و به این پنجره خورشید طلوع خواهد کرد
بوته خاطر آن یاد، گلی خواهد کرد
یک نفر باز تو را خواهد خواند
و تو خواهی فهمید که به آغاز سفر نزدیکی


- کوله بارت بردار
دست تنهایی خود را تو بگیر
و ازآیینه بپرس
برکه روشن خورشید کجاست؟
تو به امید و پر از شوق وصال


- تو به بلندای پر از جذبه آن قصه سفر خواهی کرد.
لب آن برکه نور
مهربانی در راه
کوزه روشن نوری در دست
به تو خواهد خندید


- و تو احساس عجیبی داری
عاشق هجرت از خود و رسیدن به بلندای وصال
گوش بسپار به آواز خود
آشنایی که به آرامش آن برکه نور
و رها گشتن ا
ز خویش تو را می خواند


- با سلامی زیبا
جرعه ای نور تو را خواهد داد
وتو سیراب ا زآن خواهی شد
اوج پر جذبه و تنها و بلند
که دل  تنگ تو را می خواند


- دست در دست یقین، تا نوک قله ، تو را می خواند
یک قدم مانده به اوج
از پس قله کوه، پرتو روشن خورشید ، تو را خواهد یافت
و تو شیدا و صبور غرق در حیرت زیبای او خواهی شد
و سراسیمه به ره توشه سفر خواهی کرد.


- کوله بارت خالی است
همچو دیدار یخی با خورشید
چکه چکه تو در آن قله فرو خواهی شد
شوق وصلی که از آن پنجره آغاز شده است
پای آن قله فنا خواهد شد.

 

خداوندا خودت کمک کن تا  چشمهای من از یه طرف با دیدن گنبد زرد حسین(ع)  و از طرف دیگه گنبد طلایی ابالفضل (ع)  برای ابد روشن بشه و توی بین الحرمین سجده شکر بجا بیارم خدایا خودت این لیاقتو از من نگیر. یا حضرت زینب(س) دعا کن منم به زیارت برادرت نائل بشم هرچند من فقط اسمم زینب و زینب گونه نیستم ولی تو برام دعا کن .برای رسیدن به این آزرو با تمام وجود منتظرم و لحظه شماری میکنم. اگه قسمت بشه تحویل سال تو حرم حضرت علی(ع) هستم و ای اصلا نمی تونم این لحظه را تصور کنم.

همین جا عید نوروز را پیشا پیش به همه کسانی که دوستشون دارو و همه ایرانی ها تبریک میگم امیدوارم سال خوبی را تمام کرده باشن  و سال جدید را با یه دنیا سعادتمندی به استقبالشون بیاد(الهی ). اگه برنگشتم حلال کنید.




چکه ايي از ناودان احساس قاصدک - سه‌شنبه ٢۸ اسفند ۱۳۸٦




زندگي رسم خوشايندي است
زندگي بال و پري دارد با وسعت مرگ
پرشي دارد اندازه عشق
زندگي چيزي نيست
که لب طاقچه عادت از ياد من و تو برود



يادداشت هاي قاصدک
نويسنده وبلاگ


نگاهي به گذشته ها


مطالب اخیر


لينک دوستان


آمار وبلاگ




طراح قالب