آدمک آخر دنياست بخند..... آدمک مرگ همينجاست بخند..... آن خدايي که بزرگش خواندي..... به خدا مثل تو تنهاست بخند..... دستخطي که تو را عاشق کرد..... شوخي کاغذي ماست بخند..... فکر کن درد تو ارزشمند است..... فکر کن گريه چه زيباست بخند..... صبح فردا به شبت نيست که نيست..... تازه انگار که فرداست بخند  
 

عاشقانه ایی برای دخترم


روزها در پی هم سپری می شوند و تو قادر به توقف آن نیستی تنها بایستی با آن زندگی کنی. من امروز 21 ماه است که با دختر کوچکم زندگی را معنا و س‍‍پری می کنم و زندگی برایم در یک کلمه خلاصه شده است آفرینش. شاید این تنها کلمه ای باشد که من هر روز بیش از هر کلمه دیگری تکرار می کنم. بارهاخواستم در وبلاگ خود چی بنگارم اما هر بار خواستم شیطنت این فرشته کوچک نگذاشت ولی امروز قاطعانه تصمیم گرفتم گوشه ای از بزرگ شدنش را به تصویر کشم.

 

آتلیه یک سالگی آفرینش شهریور 93

 

 

سفر مشهد مقدس آبان ماه 93

 

 

آفرینش در راهپیمایی 22 بهمن 93

 

 

روز سیزده بدر 94

 

 

اردیبهشت 94




چکه ايي از ناودان احساس قاصدک - چهارشنبه ۳ تیر ۱۳٩٤




برای دخترم آفرینش


پس از یک غیبت طولانی امروز کوتاه و مختصر

فقط خواهم نوشت فرشته ی کوچک من

بیست و هفتم شهریور 1392 به دنیا آمد

و تنها بهانه ی بودنم شد

 


 




چکه ايي از ناودان احساس قاصدک - یکشنبه ٢٩ تیر ۱۳٩۳




یک انتظار شیرین


تقدیم به دخترم آفرینش

که دنیا نیز  مانند من  بی صبرانه منتظر آمدنش است

 

 

 

روزی که تو آمدی

شعر نابی بودی

آفتاب و بهار با تو آمدند

روزی که آمدی

طوفان شد و پیکانی آتشین

در نقطه ای از جهان فرود آمد …

و من با تو باور کردم

که می شود هم پای رنگین کمانی در باران قدم زد
 
 
 
 می دانم که مثل فرشته ها زیبا خواهی بود




چکه ايي از ناودان احساس قاصدک - یکشنبه ٢٩ اردیبهشت ۱۳٩٢




برای تو که اولین بهار است با منی


تو مهربان تر از آنی که فکر می کردم





تو مهربان تر از آنی که فکر می کردم
درست مثل همانی که فکر می کردم


شبیه . . . ساده بگویم کسی شبیهت نیست
هنوز هم تو چنانی که فکر می کردم

تو جان شعر منی و جهان چشمانم
مباد بی تو جهانی که فکر می کردم


تمام دلخوشی لحظه های من از توست
تو آن زمانی که فکر می کردم


درست مثل همانی که در پی ات بودم
درست مثل همانی که فکر می کردم




چکه ايي از ناودان احساس قاصدک - دوشنبه ۱٩ فروردین ۱۳٩٢




زندگي رسم خوشايندي است
زندگي بال و پري دارد با وسعت مرگ
پرشي دارد اندازه عشق
زندگي چيزي نيست
که لب طاقچه عادت از ياد من و تو برود



يادداشت هاي قاصدک
نويسنده وبلاگ


نگاهي به گذشته ها


مطالب اخیر


لينک دوستان


آمار وبلاگ




طراح قالب